تبليغاتX
دفتر مطالعات سیاسی راه آینده

دفتر مطالعات سیاسی راه آینده

توضیح چند نکته در روابط بین المللی  برای تکمیل برنامه راه آینده 9/7/2006 مطابق 18/4/1385

 

همزمان با سقوط اتحاد شوروی عده ای از سیاستمداران و استراتیژیست های آمریکائی به شتاب افتاده وطرح نظام نوین جهانی یک قطبی را براه انداختند. مطابق این نظریه حالا که بلا ک شوروی از میان رفته بود میبایست همه کشور ها تحت رهبری ایالات متحده امریکا به سوی جهانی شدن حرکت کنند. تضمین اساسی عملی گردیدن این خط مشی را تکنولوژی برتر نظامی ایالات متحده امریکا قلمداد میکردند. این تیوری در جنگ اول خلیج فارس و جنگ بالکانات تجربه گردید وپیروزی در این جنگ ها طرفداران چنین نظم نوین جهانی را جسورتر و باورمندتر ساخت. حادثه یازده سپتامبر  زمینه را برای استراتیژیست های جانبدار این نظریه در امریکا و انگلستان مساعد  گردانید تا در آن نقاط استراتیژیک کره زمین و منجمله کشور هائیکه به صورت طبیعی قلمرو نفوذ روسیه پنداشته میشد‌،پایگاه های جدید نظامی ایجاد نمایند. پیروزی سریع بر طالبان راه را برای اقدام نهائی هموار کرد و حمله مجدد بر عراق و جنگ دوم خلیج براه افتاد. از همان ابتدای طرح این استراتیژی گسترش پیمان نظامی ناتو نیز به حیث یکی از جوانب این سیاست پیگیری شده بود و اعضای این پیمان از نه کشور به چهارده کشور و بعدا به بیست و شش دولت توسعه یافته بود.  اما بعضی از اعضا ناتو با جنگ دوم خلیج مخالفت کردند و در جبهه نظامی نظم نوین جهانی درز افتاد. مقاومتی که در عراق پدید آمد و بخصوص گسترش حرکت های انتحاری، برتری تکنالوژی نظامی را در برابر فاکتور انسانی زیر سوال برد و تمام ابعاد سیاست نظام نوین جهانی تک قطبی شروع به درز برداشتن نمود.

            در دهه هشتاد قرن بیست همزمان با فرو رفتن اتحاد شوروی در گرداب جنگ افغانستان، سیاست اقتصادی ظاهرا جدیدی تحت عنوان تعدیل ساختاری و خصوصی سازی در انگلستان و امریکا رویدست گرفته شد . این سیاست اقتصادی در حقیقت امر چیزی تازه ای نبود بلکه سر بالا کردن لیبرالیسم اقتصادی بود که از دهه هشتاد قرن نوزده تحت تاثیر جنبش های بزرگ کارگری تعدیل گردیده و به دادن امتیازات به کارگران در زمینه تعیین حداقل مزد و ساعات کار و پاره ای خدمات رایگان یا ارزان اجتماعی به طبقات فرودست جامعه منجرشده بود. این تغییر سیاست بعد از انقلاب اکتبر و خارج شدن قسمتی از کره زمین از نظام سرمایداری لیبرال رخ داده بود و بعد از جنگ دوم جهانی که منجر به گسترش نفوذ شوروی در اروپای شرقی، پیوستن چین به این نظام و اوج گیری بی سابقه جنبش های استقلال طلبانه شد تیوری دولت رفاه مطرح شده و خدمات اجتماعی را در سطح جامعه نهادینه گردانیده بود. سیاست خصوصی سازی و تعدیل ساختاری با فروکش جنبش های کارگری و تضعیف شوروی توانست قسمت عمده این امتبازات را از طبقه کارگر و سایر گروه های اجتماعی فرودست باز پس گیرد. در سطح بین المللی ایجاد نهاد های چون صندوق بین المللی پول، بانک جهانی تجارت  و سازمان تجارت جهانی به انحصار تمام منابع تولید، اقتصاد و صنعت در سراسر کره زمین  به نفع شرکت های فراملیتی، اقتصادی، مالی و بانکی  پرداختند.

         اما گویا بن بست در جنگ دوم خلیج تمام عوامل مخالف این نوع نظامی جهانی را به حرکت در آورد. اگر چه قبل از آن نیز جنبش های عظیم ضد جهانی شدن هنگام برگزاری جلسات کشور های گروه هشت و سازمان تجارت جهانی در امریکا، اروپا، و آسیا براه افتاده بود . اما فقط بعد از جنگ دوم خلیج است که مخالفت در سطح بین المللی منجر به پیروزی چپ ها در چند کشور امریکای لاتین که پایگاه عنعنوی ایلات متحده محسوب می گردید، شد. در اروپا نیز جنبش های گسترده ضد خصوصی سازی و تعدیل ساختاری براه افتاد علی الخصوص درکشور فرانسه که همیشه پیشآهنگ جنبش های انقلابی در اروپا بوده است. اخیرا پیروزی چپ های معتدل در ایتالیا نیز نشان دهنده جانبی از شکست همین سیاست نظام جدید جهانی است.

            انسجام اتحادیه اروپا و ایجاد پول واحد ایرو که در حقیقت انحصار دالر را در قسمت عمده جهان پیشرفته می شکند، رشد سریع چین و هند در آسیا، نزدیکی چین به روسیه از یک سو و به هند از جانب دیگری و هم چنین اقدامات جدی روسیه برای نشان دادن استقلال و اعتماد به نفس در برابر ایالات متحده حاکی از این امر است که ساختار واقعی جهان بسیار پیچیده و متکثر بوده و هرگز تابع نظم نوین جهانی یک قطبی آیالات متحده امریکا نخواهد گشت.

             اما در کشور ما توام با فرورفتن کشتی جنگی ایالات متحده امریکا در گرداب جنگ عراق، مجددا گروه های مسلح مخالف شروع به تجدید سازمان و تشدید عملیات خویش نمودند. افراطیت مذهبی که به اقدامات گسترده انتحاری روی آورده بود در سراسر منطقه مجددا سر بالا کرد.  رهبری دولت افغانستان به تبعیت از رهبران ایالات متحده امریکا میخواستند با بزرگ نشان دادن اقدامات سطحی و نمایشی خود در زمینه ایجاد قانون اساسی دموکراتیک، برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی  خود را  موفق جلوه دهند.  اما در حقیقت جنبش افراطیت مذهبی که دهها سال تحت حمایت کشور های غربی در منطقه ما رشد یافته بود و در زمان جنگ ضد شوروی مهارت جنگی کسب کرده و با گروه های بزرگ مالی کشور های عربی پیوند یافته بود، بعد از حمله امریکا به افغانستان برای تجدید سازمان به زمان نیاز داشت و این زمان را تشدید جنگ عراق تسریع نمود. بنابراین بحران پدید آمده کنونی نشان داد که چقدر اقدامات امریکا و دولت افغانستان طی چند سال اخیر نمایشی و ضعیف بوده است.

   ما عوامل داخلی این بحران را در سند دیگری نشر نموده بودیم که امیدواریم خوانندگان با ترکیب هر دو بتوانند نتایج آنرا تعمیم نموده و واقعیت جریان امور را درست تر تحلیل نمایند. آنچه در افغانستان، دولت و پارلمان نامیده میشود مولود معامله گروه های قدرت ضد نظم و قانون و ضد دموکراسی با ایالات متحده امریکا است که از دست و پاچگی جنگ عراق پدید آمده است و فقط تقویه یک پروسه سیاسی واقعا دموکراتیک و مردمی است که راه افغانستان را به پیوستن به دنیای پیشرفته باز میسازد. در منطقه ما برای اقتصاد و ماشین صنعتی دنیای پیشرفته آنقدر موارد دلچسپ وجود دارد که عناصر سیاسی ملی افغانستان میتوانند با طرح یک سیاست واقعا ملی، مترقی و پیشرو، پشتیبانی جهانی را جلب نمایند و ضرورت نیست با تکرار تبلیغاتی سیاست لیبرالیسم اقتصادی که برای افغانستان آنقدر مساعد نیست یک بار دیگر به تشدید بحران کمک کنند.

    بنا ما به پافشاری به طرح یک سیاست ملی و ایجاد تشکیلات سراسری ملی نیازمندیم تا راه خود را برای  بیرون رفت از بحران و اساس گذاری یک افغانستان مدرن بیابیم . طبعا تمام نیرو های دنیای کهن در برابر ما مقاومت خواهند کرد اما کشور و منطقه ما نیازمند ایجاد طرح نو و مدل جامعه بعد از جنگ سرد است و حرکت ما مطابق موازین پیشرفت تاریخی جامعه بشری است و نه تنها ملت افغانستان بلکه تمام نیرو های سیاسی واقع بین و صلح جو در سراسر جهان از آن پشتیبانی خواهند کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 10:25  توسط دفتر مطالعات سیاسی راه آینده  | 

چند پیشنهاد برای تغیر یا تعدیل استراتیژی جامعه جهانی علی الخصوص ایالات متحده امریکا برای جلوگیری از تبدیل شدن مجدد افغانستان به کانون تشنج های منطقوی و تهدید درایالات متحده امریکا و اروپا

 

1-   ساختار حاکم کنونی افغنستان متشکل از گروه های قدرتیست که در جریان جنگ شکل گرفته پ. اعمال قدرت از طریق زور، تهدیدف جلوگیری از تامین نظم فانونی و دامن زدن به نا امنی جهت دوام و بقای خود میتود هایی است که آنها در جریان جنگ آموخته اند و چون نفع خود را در دوام چنین اوضاعی می بینند امکان اصلاج و تجدید ساختار و تغیر میتود های فغالیت های آنان دشوار است.

2-   قاچاق مواد مخدرف تجارت غیر قانونیف غصب املاک عامه و خصوصی عملکرد اقتصادی آنان است که در سراسر کشور به شمول کابل جریان دارد. و تا کنون اقدام جدی جهت جلوگیری آنان از دوام این عملکرد ها صورت نگرفته و با وضعیت کنونی رهبری دولت امیدی به برخورد قاطع با آنها نمیتوان داشت.

3-   رهبران این گروه ها حفظ قدرت خود را در حفظ وضع موجود و ترتیب عملکر های ذکر شده از زورگوئی تا قاچاق و مصادره املاک و دارائی های عامه و شخصی می دانند و هیچ علامتی حاکی از آنکه به تغیر روش های خود برای حفظ و تداوم قدرت شان دست بزنند به مشاهده نمیرسد.

4-   صفوف و افراد عادی که پیرو این گروه های قدرت اند در اثر عملکرد ضعیف دولت و ابهام سیاست جامعه جهانی خود را مجبور به اطاعت و همکاری این گروه ها می دانند.

5-   گروه های سیاسی و مدنی که بعد از تغیر وضع مشخصا بعد از تدویر کنفرانس بن در افغاستان تشکیل شدند تا انداره ای در اثر عدم آمادگی برای شرکت فعال در سیاست و از جانب دیگر بنا بر اینکه جامعه جهانی و خود آقای کرزی از همسوی و معامله با گروه های قدرت گذشته دست نکشند و همچنین برخورد جدی با مافیای قاچاق ملکیت ها و تجارت غیر قانونی و سایر تخلفات این گروه ها نمیتواند قادر به ایجاد تشکل سراسری و موثر شوند و در عین حال به طور آشکار و پنهان تحت تاثیر اوضاع شکل گرفته در جریان جنگ تحت عناوین علایق مذهبی، قومی، زبانی و محلی به همکاری گروه های قدرت کشانده شدند و حتی مطبوعات و رسانه های همگانی به صورت کلی نتوانسته اند ازاین آسیب ها برهانند.

 

پیشنهاد هائی برای خروج از بن بست

 

1-   باید جامعه جهانی یعنی ملل متحدف اتحادیه اروپا، رهبری ناتو (آیساف)  دولت های ذینفع و ذیعلاقه، که تضمین کننده گان تطبیق مصوبات بن بودند برای تشکل و عر وجود قوی تر آن گروه هاف حلقات و اقشاری که در تامین صلح و ثبات، برقراری نظم و قانون، و جهت گیری دموکراتیک جامعه ذینفع اند برنامه مشخص وضع نموده و به اقدامات عملی در این راستا آغاز نمایند. قسمت عمده آن گروه ها عناصر و افرادی که مصحول تعلیم و تربیت و تحصیلات مدرن یعنی معارف و حیات مدنی مدرن حدود تکوین افغانستان اند. نیروی کافی و لازم برای پیریزی حیات مدرن و مدنی آینده افغانستان میباشد اما در فقر و مشکلات دست و پا میزنند و فعالیت هایشان خواسته یا ناخواسته تحت تاثیر گروه های موجود قرار دار. این گروه ها عناصیر، انگیزه، تفکر، اعتقادات، و ایدیولوژی انگیزه لازم را برای مبارزه با افراطیت و تروریزم ندارند. بلکه آگاهانه و ناگاهانه در جهت گسترش ایدیولوژی آنان فعالیت می کنند. همین حالا اکثر مساجد، تکایا و مدارس دینی افغانستان محل ترویج اندیشه های ضد دموکراسی، مخالف حقوق بشر، علی الخصوص حقوق زن و سایر ارزش های معاصر میباشند.

2-   اردو، پولیس و سازمان امنیت نیز که در وضع کنونی لانه نفوذ گروه های سیاسی و مذعبی است بدون تجدید ساختار با استفاده از عناصر معتقد به دموکراسی و حقوق بشر در جهت تامین امنیت مبارزه موثر با افراطیت و تروریزم و حرکت جامعه افغانی  هماهنگی با جامعه های آزاد و پیشرفته قادر نمیباشد.

3-   با تجدید ساختار قوای انتظامی و امنیتی: اردو، پولیس، امنیت و کمک به شکل گیری نیرو های سیاسی معتقد به ارزش های معاصر میتوان قست عمده وظیفه مبارزه با افراطیت و تروریزم را به نیرو های داخل سپرد و آنرا تا سرحد قبول تمام مسئولیت در این عرصه ها رشد داد. در این صورت قوای ائتلافف ناتو و آیساف عمتا به مثابه تضمین عدم مداخله از بیرون عمل خواهند کرد. و تا آمادگی کافی نیرو های داخلی با آنان کمک خواهد کرد. البته در کنار پیشبرد مبارزه مسلحانه تلاش همه جانبه برای صلح و آشتی سراسری ملی با استفاده از عنعنات هر بخش جامعه فراموش نخواهد شد و لازم است از تبلیغات منفی و کمرنگ آمیز در جهت گویا به محاکمه کشاندن افراد متهم که در شرایط کنونی عملی نمیباشد جلوگیری گردد و تا فیصله پیامد های جنگ را تا زمان تامین صلح، ثبات و ایجاد محاکم صالح ملی و بین المللی به تعویق انداخت.

4-   در زمینه سیاست خارجیف تلاش در جهت هماهنگی همه دول منطقه و جهان برای مبارزه با تروریزم فورمول بندی گردیده و کوشش شود تا ائتلاف شکل گرفته بعد از فاجعه 11 سپتامبر احیا و تقویه گردد و چون اکثر کشور های منطقه علی الخصوص هند، چینف کشور های آسیای میانه، و روسیه و از مدتی به این پاکستان نیز از آماج تروریزم اند. احیا و تقویه ائتلاف بین المللی زمینه عینی دارد در صورت ایجاد چنان هماهنگی گسترده بین المللی حلقاتی در کشور های پاکستان و ایران که جانب دار و حامی تروریزم اند تجرید گردیده و تحت فشار قرار خواهند گرفت علی الخصوص که در تقویه نیرو های سیاسی ودموکراتیک در افغانستان و حرکت جامعه جهانی به سوی دموکراسی که زمینه های قانونی شان موجود است و از جانب جامعه جهانی علی الخصوص نیرو های مدافع آزادی صلح، قانون و پیشرفت در سطح بین المللی حمایت میگردند میتوان به فعال گردیدن پتانشیل دموکرات در تمام کشور های منطقه امیدواری فراوان داشت زیرا به مبارزه در سطح ملی، منطقه ای، و جهانی سیستماتیک، هدفمند و متحد خواهند شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 10:24  توسط دفتر مطالعات سیاسی راه آینده  | 

 

 گزارش های دقیق و عینی می رساند که همزمان با تشدید برخوردهای مسلحانه ، شبکه های سیاسی و تبلیغاتی مخالف دولت و مخالف قوای ائتلاف در گوشه و کنار مختلف کشور در حال ایجاد و گسترش است. این شبکه ها و گروه ها با استفاده از مشکلات اقتصادی، فساد، زورگویی و ضیاع حقوق مردم بوسیله گروه های قدرتمند نزدیک بدولت و اشتباهات در جریان عملیات نظامی فکر شکست پروسه سیاسی، حتی بر اندازی نظام نوپا را اشاعه می دهند و تبلیغات علیه جامعه جهانی بخصوص قوای نظامی خارجی را شدت بخشیده اند.  نه تنها اقشار مختلف روحانیون در حال تشکل و سازماندهی مخالفت اند بلکه در میان موسسات تحصیلی، آموزشی و اداری نیز شبکه هایی ایجاد می گردد و گسترش می یابد.  اقدامات مثبت و کارهای انجام شده، ناچیز و حتی منفی تصویر می گردد. گروه های مختلف قدرت که در حاکمیت موجود شریک اند، بخشی به دلیل رابطه های گذشته با حلقات مخالف افغانی در کشورهای همسایه و ذیدخل و بخش های بیشتری بدلیل نا آگاهی بجانب مخالف کشانده می شوند  و معتقدات دینی، مذهبی، گرایشات قومی و محلی  برای پیشبرد تبلیغات منفی  مورد استفاده قرار می گیرد. 

  از جانب دیگر دستگاه دولت نه تنها غرق در فساد است بلکه شبکه ها و دسته بندی های متعدد و مختلف مربوط به حاکمیت های گذشته از دموکراتیک خلق گرفته تا حکومت های تنظیمی و طالبان در داخل آن به کارشکنی مشغول اند و مردم را در برابر دستگاه دولتی بدبین می سازند.  این پدیده ها به پیمانه وسیع در میان تمام دستگاه دولتی موجود است.  اما در آن ارگان هایی که با مردم ارتباط مستقیم دارند، امثال وزارت تجارت، مالیه، معارف، تحصیلات  عالی ، زراعت و داخله بسیار مشهود است.  تبلیغات دولت بسیار ضعیف و غیر موثر است و گروه های کوچک به اصطلاح مدرن و دموکرات نشان داده اند که از درک اوضاع و براه اندازی فعالیت گسترده و کار در میان مردم عادی بغرض جلب مشارکت آنان در پروسه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ناکام اند. 

  عدم وجود رهبری آگاه و سالم در دستگاه دولتی و برخورد توام با کمبود شناخت از جانب نهاد ها و موسسات علاقمند خارجی که می خواهند به ثبات، توسعه و دموکراسی  یاری برسانند، باعث آن گردیده است که فقط گروه های فرصت طلب، غیر مسئول و آنانیکه سیاست را عرصه ای برای جلب منفعت های شخصی و گروهی بکار می گیرند؛ مطرح گردند و شخصیت های اندیشمند، متعهد و مسئول به حاشیه رانده شوند.  در حالیکه ریزرف بزرگی برای ایجاد یک حرکت همه جانبه استراتیژیک برای احیای افغانستان وجود دارد.  ما در حلقات کوچکی پیوسته برای مرتبط نگاه داشتن شخصیت های آگاه تحول طلب که از نفوذ و پیوند وسیع در میان مردم برخوردارند تلاش ورزیده ایم و کارهایی در جهت ایجاد یک برنامه استراتیژیک فکری در جهت تعبیر و تفسیر تحول طلبانه از معتقدات دینی و باورهای فرهنگی مردم انجام داده ایم.  اما به نسبت مشکلات  حتی از نشر و اشاعه آنها در سطح گسترده ناتوان بوده ایم.  با تمام اینها  ما در میان حلقات افغانی داخل و خارج کشور شناخته شده هستیم و می توانیم در جهت متحد ساختن همه نیروهای کارآمد برای خروج افغانستان از این بن بست وارد عمل شویم.  باور راسخ ما بر این است که افغانستان بدون ایجاد یک تشکل پایدار ملی هماهنگ با جامعه جهانی در جهت گسترش و تقویه پیوندهای بشری با جهان آزاد و پیشرفته نمی تواند از مشکلات کنونی رهایی یابد و با گذشت هر روز خطر از هم پاشیدگی و در نهایت سقوط بیشتر می گردد.  ما برای اقدام عملی در این امر تاریخی به حمایت همه جانبه جامعه جهانی علی الخصوص ملل متحد، ایالات متحده  امریکا و اتحادیه اروپا نیازمندیم و میدانیم که افغانستان به نظارت و قیمومیت بین المللی نیاز دارد و  می توانیم در این زمینه مردم افغانستان را قانع سازیم و توطئه های گروه های عقب گرا ، افراطی و وابسته را خنثی بسازیم.  به وسیله این نامه از شما درخواست آغاز ملاقات ها و صحبت ها را می نماییم. 

 

                    با تجدید احترامات

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 17:33  توسط دفتر مطالعات سیاسی راه آینده  | 

ارزیابی فشرده سیر اوضاع در افغانستان بعد از کنفرانس بن

 

حادثه 11 سپتامبر مسیر رویداد ها در افغانستان و در منطقه را بصورت کامل دگرگون ساخت. تشکیل ائتلاف بین المللی علیه القاعده یک حادثه سیاسی بی سابقه و کم نظیر بود. اما بعد از آنکه در اثر اقدامات نظامی حاکمیت طالبان سقوط کرد و برای پیریزی آینده نظام سیاسی در افغانستان کنفرانس بن دایر گردید ، واقعیت خلای سیاسی و پراگندگی اجتماعی آشکار گردید. سه جناحی که در تشکیل حکومت موقت اشتراک کردند ( جبهه متحد، جناح روم و جناح پشاور) میان خود تفاهم و هماهنگی نداشتند. و چون جبهه متحد یعنی تنظیم های مخالف طالبان در داخل کشور پایگاه داشتند. در حقیقت مبنای قدرت به گروه های قبل از تسلط طالبان تعلق گرفت. تفاوت بنیادی در آن بود که وجود قوای ائتلاف و قوای حافظ صلح مانع درگیری و تاخت و تاز آشکار آنان میگردید. شاید مقامات امریکائی خود را ناگزیر به سازش با آنان می دیدند. زیرا در جریان عملیات هوائی این گروه ها حیثیت قوای پیاده و زمینی ائتلاف را بخود گرفته بود و به همین سبب هم بود که خلاف اعلام های قبلی بعد از شکست طالبان شورای نظار با برخی از متحدین خود وارد کابل گردیده موضوع تامین امنیت را متقبل شدند. هم این مساله هم به سبب روحیه انحصار طلبانه شواری نظار که در تقسیم قدرت پست های های وزارت های دفاع داخله و خارجه را خودشان تصاحب کرده بودند. از یک جانب اختلافات در میان جبهه متحد شدت گرفت و ازجانب دیگر در سطح کشوری این انحصار طلبی شورای نظار شکل قومی به خود گرفته و بخصوص نارضایتی گسترده رهبران تنظیم های جنوب و شخصیت های سیاسی  پشتون را بار آورد. انتظار برده میشد که این اختلافات و سوتفاهم ها بوسیله لویه جرگه اضطراری حل گردد. اما به دلیل  نامعلومی در میان فعالیت های تدارکاتی لویه جرگه، بنابر تصمیم کمیسیون بیست و یک نفری لویه جرگه طرز العمل اولیه انتخابات که در آن محدودیت های برای شرکت قوماندانان و سران تنظیم ها وضع شده بود، نقض گردید و راه اشتراک آنان در لویه جرگه باز گردید. بعد از آن که همه نمایندگان در کابل در خیمه لویه جرگه گرد آمده بودند باز هم به نحو مرموز و شک بر انگیزی چند روز آغاز لویه جرگه به تعویق افتاد. در این فاصله در میتینگ ها و حلقاتی که از طرف نمایندگان دایر میگردید تعداد زیادی ازین نمایندگان موضع ضد تنظیم ها تبارز دادند. و بصورت عموم فضای مستقل و ملی بوجود آمد. هم گروه های نو تشکیل روشنفکری و هم ناسونیالیست های عنعنوی که تحت شعار های جناح روم متحد شده  بودند و شعار های احیای سلطنت مشروطه را بلند کردند. تنظیم ها در محاصره قرار گرفته و مواضع شان رو به تضعیف بود علی الخصوص که اکثریت مطلق نمایندگان، پشتون ها ازین موضعگیری پشتیبانی میکردند. ظاهرا انکشاف اوضاع خلاف انتظار آقای خلیل زاد سفیر ایالات متحده امریکا بود. که به احتمال قریب به یقین آقای اخضر ابراهیمی نماینده خاص سرمنشی ملل متحد نیز با او هم نظر شده بود. در نتیجه تلاش های شدید و جدی پشت پرده ظاهر شاه وادار ساخته شد که از کاندیداتوری صرف نظر نموده و حامد کرزی را به حیث کاندید خود معرفی نماید. با وجود این تلاش ناسیوسالیست ها ادامه داشت. و عزیز الله واصفی که بحیث سخنگوی این گرایش تبارز نموده بود. با شعار تشکیل یک حکومت ملی و روش شدن حدود و شرایط همکاری قوای ائتلاف و قوای آیساف توجه نمایندگان مستقل را بخود جلب میکرد. در جریان همین گیر و دار بدون رعایت طرز العمل جلسات لویه جرگه، عبدالرب رسول سیاف، آیت الله محسنی با شعار جمهوری اسلامی ستیژ گرفتند. و با طرح شعار هر کس مسلمان است یا نعره الله اکبر بپا خیزد. حالت هستریک و تهدید آمیزی را بر فضای جرگه حاکم ساختند. و حتی نمایندگان روشنفکران مستقیما تهدید شدند. و با وجود تلاش مشترک حتی نوبت سخنرانی نیز نیافتند. در آخرین لحظات اعلام اسامی کاندید ها میر محفوظ ندائی بدون مشورت و با آنکه تا همان لحظات از کاندید شدن سر باز زده بود کاندیداتوری خود را اعلام کرد و به احتمال زیاد خانم مسعوده جلال نیز از جانب شورای نظار بر کاندید شدن بر انگیخته شد. گروه های روشنفکری که با بیشتر از سه صد نفر از نمایندگان مفاهمه نموده  و بیانیه آماده ساخته بودند در برابر عمل انجام شده واقع گردیده همه مجبور به عقب نشینی شدند، و میر محفوظ ندائی نیز از قرائت بیانیه آنان که نتایج  پر مخاطره چنین سیاست های توطئه آمیز را شرح داده سر باز زد. و در اثر اصرار نزدیکان شاه ناسونیالیست ها از دادن کاندید منصرف شدند. اما خواست های مشترک نمایندگان مستقل تا حدی در بیانیه های عزیز الله واصفی بازتاب یافت. اینبار یک فارمول مهلک دیگر نیز برای تشکیل حکومت بر سیاست های تحمیلی گذشته علاوه شد و آن در نظر داشت ترکیب قومی در کابینه بود که گروه های قدرت موجود که عاملین جنگ های داخلی و ظهور طالبان بودند به حیث نمایندهگان و تمثیل کننده گان حقوق اقوام رسمیت یافتند. به این ترتیب حکومت انتقالی نسبت به حکومت موقت نیز آشفته تر بود و شیرازه دستگاهای دولت از ولسوالی ها گرفته تا کابینه میان گروه های قدرت تقسیم شد و مجددا سلطه انها بر جامعه که انتظار آزادی و دموکراسی را داشت، تحمیل گردید. باند های قاچاق، دار و دسته های غاصب ملکیت ها، خانه و زمین و دار و دسته های رهزن تحت حمایت این گروه ها که حالا مشروعیت نیز یافته بودند قرار گرفته و رو به تجهیز، تجدید سازمان دهی و رشد نهادند.

          چون دولت توانائی و ظرفیت جذب و بکارگیری کمک های بین المللی را نداشت این کمک ها عمدتا به وسیله ملل متحد و انجو ها به مصرف رسید. که بخش عمده آن به کمک های بشری و پروژه های کوچک اختصاص یافت. و برنامه های استراتیژیک برای بازسازی، فقر زدائی و ایجاد اشتغال توجه نشد. به هر جال این کمک ها موجب گردید که از بحران و فاجعه های انسانی ناشی از خشک سالی و جنگ ها جلو گیری شود.

          تدارک لویه جرگه قانون اساسی نیز کاملا بصورت غیر دموکراتیک بر اساس فرمانی از جانب رئیس دولت  روی دست گرفته شد. در این فرمان صلاحیت انتخاب نماینده گان به اعضای لویه جرگه اضطراری سپرده شد که موضع گروه های قدرت و تنظیم ها را تقویت کرد. با آنکه مسوده قانون اساسی با تعدیلات اندک به تصویب رسانده شد، اما جریان لویه جرگه یکبار دیگر به عرصه رقابت های تنظیم ها با پوشش های قومی تبدیل گردید و احساسات ضد وفاق و وحدت را تشدید نموده ذهنیت جامعه را از حرکت به جانب ایجاد یک نظام کارآ و معقول به سوی رقابت های نا سالم منحرف کرد. داخل شدن فقره های غیر قابل تعبیر از قبیل تطبیق تمام قوانین کشور بر شریعت اسلامی  در قانون اساسی که مرجع با صلاحیت تفسیر آن نیز تعین نشده بود راه  را برای تسلط ملا ها و سران تنظیم ها بر نظام قانونی کشور باز گذاشت. این تقویه جناح های ارتجاعی با ایجاد شورا های علما و اخیرا طرح احیای ادراه امر بالمعروف و نهی المنکر نهادینه گردید. تحت فضای به وجود آمده انتخابات ریاست جمهوری نیز تا حدی زیاد شکل رقابت قومی را بخود گرفته و عرصه نفوذ گروهها و شخصیت هائی را که از این روحیه سواستفاده میکردند، گسترش داد. خوشبختانه در اثر مبارزه گسترده جانب داران دموکراسی و قانون مراکز عمده مدنی کشور مانند هرات، مزار شریف، قندهار، قندز، جلال آباد و کابل به طور محسوسی از این فضا و روحیه فراتر رفت و امید واری هائی را در جهت تقویت دولت مرکزی و اصلاحات بوجود آورد. اما ناتوانی آقای کرزی و کابینه آن در انجام تعهدات مبنی بر مبارزه جدی با گروه های قدرت غیر قانونی، باند های قاچاق، اعاده حقوق پایمال شده مردم، مجددا روحیه مردم را ضعیف ساخت. نا امنی، حق تلفی و قاچاق شدت یافت زیرا این تصور را در مردم تقویه کرد که خط مش اساسی آقای کرزی و حامیان خارحی اش تمدید حیات تنظیم ها و تقویت مواضع آنها است.

          موضوع دیگریی که نباید فراموش کرد موضع گیری های فرصت طلبانه دنباله روانه و روزمره گروه های نو تشکیل به اصطلاح روشنفکر و دموکرات بود که بدون هیچ گونه تحلیل مشخص لفاظی های دموکراسی، آزادی ، حقوق بشر، حقوق زن و بخصوص بازار آزاد را تکرار میکردند. در صورتی که وضع مشخص افغانستان مستلزم توجه به بهبود وضع زندگی اقشار فقیر جامعه بخصوص معلمین و مامورین پائین رتبه دولت بود. و هم چنین طی یک دوره طولانی انتقالی میبائیست سرمایه داران داخلی، صنعت گران، پیشه وران و سایر اقشار مولد تقویه گردند. زیرا این گروه ها توان رقابت در برابر تجارت خارجی را نداشتند هم چنین لازم بود تا اتحادیه های صنفی فرهنگیان احیا و مورد حمایت مالی قرار میگرفت. هم چنان پروسه سیاسی دموکراتیک قابل پشتیبانی بخصوص دولت و جامعه جهانی بود. مگر مشی دنباله روانه گروه های فرصت طلب به اصطلاح دموکرات به طرح و تقویه این گرایش صدمه زد. البته حد اقل در دو مورد مداخله مقامات ایالات متحده امریکا علیه شکل گیری دموکراتیک اوضاع و ایجاد اردو و پولیس ملی و متخصص مشهود بود. آنها به طور آشکار و پنهان رشد مستقل این پدیده ها را موجب احیا و تقویت کمونیست ها می دانستند.

          اما آنچه در مورد انجام یا عدم انجام کار در جهت بازسازی و استفاده از کمک های بین المللی شایع است  بر اثر شدت تبلیغات مخالف و عدم توانائی دفاع دولت و موسسات بازسازی از مواضع شان کاملا مغشوش است. درست است که اگر این امکانات بر اساس یک استراتیژی ملی و با در نظر داشت نیاز های اساسی افغانستان به کار گرفته میشد نتایج به مراتب بهتر میداشت. اما انصافا آنقدر که طی این چهار سال در عرصه های عمرانی از جمله سرکها، ساختمان های دولتی، مکاتب وکلنیک ها کار صورت گرفته در تاریخ افغانستان به این سرعت و پیمانه سابقه ندارد. در عرصه خدمات اجتماعی در معارف، صحت عامه و مخابرات نیز کار های چشمگیری صورت گرفته است. هم چنین در عرصه قانون گذاری خیلی از موانع توسعه اقتصادی، سیاسی برداشته شده و تاثیرات رشد رسانه ها و مطبوعات قابل توجه است. ظرفیت سازی و ارتقا سطح مهارت های کاری و تبلیغ گسترده در زمینه بلند بردن آگاهی مردم در عرصه های حقوقی نیز از کار های انجام شده قابل توجه است.

          اما نگرانی های که در ماه های اخیر درباره خرابی وضع امنیتی بوجود آمده موجبات داخلی و خارجی دارد که با تصحیح سیاست ها امکان بهبود دارد.

          در سطر های بالا از ضعف ساختاری مقامات رهبری وزارت های دفاع و داخله یاد آور شدیم. در مورد امنیت دولتی نیز میتوان عین موضوع را تکرار کرد. شیوع بی سابقه فساد و رشوت خوری در سطح دولت و به صورت عموم اجتماع مخاطرات را افزایش میدهد. آمیخته بودن عملیات مسلحانه مخالفین با فعالیت های قاچاقبران، اختلافات گروهی و قومی نیز بر پیچیدگی اوضاع می افزاید.

          ضعف سیاست خارجی دولت و اقدامات تک روانه ایالات متحده امریکا موجب پراگندگی ائتلاف بین المللی گردید که بعد از یازده سپتامبر در مبارزه علیه تروریزم پدید آمده بود. این پراگندگی و هم چنین فرو رفتن ایالات متحده در بحران عراق و خاور میانه به نیرو های حامی تروریزم در سطح منطقه علی الخصوصر پاکستان امکان احیا و امیدواری به مانور را فراهم ساخته است.

          غلط بودن اطلاعات که بر اساس آن عملیات نظامی صورت میگیرد و هم چنان بی اعتنائی به امنیت و زندگی غیر نظامیان در جریان عملیات ها از جانب قوای ائتلاف نیز بر وخامت اوضاع امنیتی می افزاید. البته همه این خطا ها و اشتباهات امکان تصحیح را دارند. در کنار  تدوین استراتیژی جدید همه جانبه با استفاده از اشتباهات گذشته میتوان به چگونگی برخورد به اوضاع امنیتی و من جمله عملیات های نظامی تجدید نظر نمود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 17:31  توسط دفتر مطالعات سیاسی راه آینده  | 

یادداشت مورخ 4 جوزا دفتر مطالعات سیاسی راه آینده

 

 

درباره تلفات غیر نظامیان در عملیات هوایی قوای ائتلاف در قندهار

 

 

 مردم افغانستان با نگرانی و اندوه فراوان شاهد تکرار عملیات های نظامی کور کورانه و فجیع قوای ایالات متحده امریکا اند. با گذشت هر روز این تصور در میان مردم عادی قوت می گیرد که  استراتیژی نظامیان امریکایی نه از میان بردن گروه های مسلح مخالف و القاعده بلکه نمایش قدرت و مرعوب و منکوب ساختن مردم افغانستان است که از خط مشی سیاسی مغرورانه، هژمونیستی ، استیلا گرانه و امپراطوری خواهانه سرچشمه می گیرد.   این اقدامات بی گمان به تشدید بی امنیتی و وخامت بیشتر اوضاع منجر خواهد گردید.  حالا دیگر مخالفین به آسانی می توانند استدلال نمایند که این همه تلاش ها برای تمثیل دموکراسی، انجام انتخابات ، ایجاد حکومت قانونی و مبارزه علیه مواد مخدر،  صحنه سازی های نمایشی برای اغفال و فریب اذهان مردم جهان، علی الخصوص مردم امریکا است و تمام اقدامات سیاسی، نظامی و حتی کمک های ایالات متحده  مبتنی بر بی اعتبار سازی دولت و نظام سیاسی افغانستان و جلوگیری از رشد مستقلانه ملی کشور است. دیگر انتظاری از دولت اقای کرزی نمی توان داشت که به امریکاییان بگوید این عملیات نظامی شما به هر بهانه ای که باشد مخالف ابتدایی ترین قوانین جنگ بوده و تاثیر آن بسیار هلاکت بار تر از اعمال تروریستی است که ادعای مقابله با آن را دارید.  شورای ملی ما نیز نشان داده است که  در دفاع از حیثیت و شئون ملی ناتوان است. حالا یگانه راه جلوگیری از حرکت افغانستان به طرف یک سقوط و انهدام، تشکل نیروهای ملی و اتخاذ و انجام تدابیر در جهت بسیج ملی است.  دیگر نقش بازی کردن به تمثیل سیاست های بی پایه به اصطلاح دموکراسی و گسترش حقوق بشر و حقوق زن هیچ کسی را قانع نمی سازد. 

ما امیدواریم این یادداشت برای تدوین یک فراخوان سیاسی  ملی به همه نیروهای سیاسی، فکری و اجتماعی متعهد و مسئول کشور یاری برساند. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 17:28  توسط دفتر مطالعات سیاسی راه آینده  |