طی بیشتر از یکسالی که از نشر رساله آموزشی دفتر مطالعات سیاسی راه آینده می گذرد، واکنش های امیدوار کننده در گستره جنبش دموکراتیک کشور نمود یافته اند.
رساله آموزشی دفتر مطالعات سیاسی راه آینده حاوی معلومات فشرده جنبش مدرن و معاصر سیاسی طی صد سال اخیر و اوضاع بین المللی کنونی بود. متعاقب این رساله آموزشی، یادداشت هایی در باره وضعیت کنونی اقتصاد، سیاست، فرهنگ و رویداد های جاری نیز نشر شدند.
استقبال از رساله آموزشی چنان محسوس بود که تصور آنرا نمی کردیم. این رساله نه تنها هزاران نسخه تکثیر گردید بلکه پیرامون پیشنهادات آن حلقاتی در گوشه و کنار کشور متشکل شد و برای تبادل نظر و تفاهم میان حلقات سیاسی و فکری از حالت کاپی برداری و مطابق جریان شنا کردن بیرون شده، عمق یافتند و نقادانه تر شدند. حلقاتی از خارج کشور به آدرس دفتر مطالعات سیاسی راه آینده تماس گرفته و پیشنهاد همکاری و هماهنگی جدی تر دادند بخش هایی از این رساله بزبان های انگلیسی، جرمنی و روسی ترجمه شده و در وبسایت ها و وبلاگ ها نشر شد.
نظریاتی برای تصحیح، تعدیل و غنای نظریات مطرح شده در رساله و یادداشت ها به آدرس دفتر مواصلت نموده که در نشر آینده رساله آنها را در نظر خواهیم گرفت.
حالا در آستانه آن قرار داریم تا جنبش پدید آمده را در جهت فعالیت متشکل تنظیم نماییم. قبل از اقدام به دعوت کنفرانسی از آگاهان و فعالیین اسناد نشر شده حدود سه سال اخیر تنظیم و چاپ خواهد شد. هم چنین جهت بررسی بیشتر موضوعات و روشن شدن آنها یادداشت های دیگر هم از طریق انترنیت به نشر خواهد رسید.
اگر یکبار دیگر خلاصه و عصاره یادداشت ها و رساله را ارائه نماییم. روی نکات ذیل تمرکز خواهیم کرد:
جنبش سیاسی آینده کشور باید از قید دگم ها و تیوری های قالبی آزاد بوده و روی ایجاد مقولات و مفاهیم خاص خود در پرتو مطالعه اوضاع فکری و سیاسی بین المللی و تجارب داخلی تلاش نماید. نکاتی که به طور عاجل در این مورد میتوان گفت عبارتند از:
1- مکتب لیبرالیزم و پایگاه فکری تاریخی آن هومانیزم انسان را به موجودی بیولوژیک و بعدا اقتصادی تنزل داده است و مبنای تکامل انسان را منحرف ساخته است. شعارهای موجود این مکتب که بر مبنای خصوصی سازی و تعدیل ساختاری به حرکت افتاده بود دچار بن بست گردیده و در کشورهای مرکز از جانب اقشار ناراضی و در بیرون از سوی کشورهای پیرامون با مخالفت روبرو شده است. مسیر این خط مشی تعمیق فاصله میان غنی و فقیر در سطح جهانی و در داخل هر یک از کشورها شده است. طی پنجسال اخیر مردم افغانستان دریافته اند که خط مشی کشورهای ذیدخل همه بر مبنای ایجاد یک طبقه پولدار متمرکز بوده است. ایجاد این طبقه از طریق قاچاق، انسان فروشی و چپاول منابع و حتی وجوهات کمک های بین المللی صورت گرفته است. بی توجهی سیاست ها به وضع زندگی اقشار فقیر جامعه اظهر من الشمس است. نظریه ایجاد طبقه سرمایدار نیز در اثر یاس مردم به مخاطره جدی مواجه گردیده است.
2- بلافاصله باید افزود که هیچگونه حرکت ناسیونالیستی و سوسیالیستی نمیتواند جانشین خط مشی جاری سیاسی بین المللی کشورهای بزرگ گردد، زیرا پدیده جهانی شدن عنصر اساسی و عمد سیر حرکت کنونی جامعه بشری بوده و پدیده مترقی می باشد. فقط باید برای تعدیل این روند از شکل طبقاتی آن به شکل بشری در جهت رفع معضلات عام در سطح جامعه انسانی مبارزه کرد.
3- طرز تفکر کمونیستی و سوسیالیستی نیز زایده هومانیزم معاصر است که آگاهانه و نا آگاهانه به تبعید معنویت برین انجامیده و نشان داده است که نمیتواند انسان نوینی را که یاور انسان باشد ، بپرورد. فرجام نظریات کمونیستی و سوسیالیستی نیز تمرکز و توجه فرد به رفاه و سعادت خود است و این فردگرایی در نهایت از فردیت جامعه سرمایداری نیز خشن تر می باشد فقط انسانی می تواند یاور انسان دیگر باشد که رفاه مادی و معیشت خود را امر درجه دوم بداند و اخلاق مبتنی بر معنویت برین را نصب العین خود قرار دهد.
در فرجام: مشکلات انسان در عصر کنونی اگر چه جمعی و بشری است اما در مقیاس جوامع و بر مبنای اتحاد افراد آزاد و کمال یابنده راه حل می یابد و در کشور ما با ایجاد یک تشکل سراسری ملی بر مبنای دگر اندیشی سر درست می یابد و در اتحاد و پیوند با تمام جنبش های عدالت طلبانه و آزادیخواهانه بطرف پیروزی می رود. بنا بر تجارب عملی مشخص سه دهه اخیر که در آن مردم افغانستان جنبش های سوسیالیستی، مذهبی سیاسی و اخیرا لیبرالیزم را تجربه کرده اند، جامعه ما و کشور ما محراق جنبش های رهایی
و رستگاری انسان حد اقل در سطح منطقه خواهد بود. با ایجاد مقدمه الجیش یک جنبش بزرگ انسانی، کشور ما می تواند طلیعه حرکت های بزرگ تاریخی باشد. تمرکز این همه نیروها در مقیاس یک کشور کوچک خود می تواند زمینه ساز یک حرکت بی بدیل و نوین باشد. گذشته تاریخی افغانستان نیز با تصادم و تلاقی مدنیت ها، فرهنگ ها، ادیان، لشکر ها و کاروان ها میتواند راهگشای چنین حرکت و جنبشی محسوب گردیده و محرک تلاش های نوین باشد.
4- در مقیاس مسایل کوچک و کشوری باید همه تصفیه حساب ها را تا ایجاد جامعه قانونمند به تعویق انداخت. زیرا دعاوی کنونی همه سیاسی بوده و در بهترین و موجه ترین وجه دعاوی گروه هایی است که خود مجال عملکرد وسیع را تا سرحد بدست گرفتن قدرت سیاسی نیازموده اند و در همان مقیاس محدود تمام معایب آن احزاب و جنبش هایی را که خود را در مسیر گسترش قدرت های جهانی قرار دادند، داشته اند.
5- دشواری این جنبش در نو بودن آن و عدم تمکین به تیوری های آزموده شده است و بنا بر این با مقاومت و مخالفت همه گروه ها و عناصری مواجه است که به نحوی از انحا گرفتار گذشته خود اند و شهامت تصفیه حساب با خود را ندارند. این گروه ها همه معایب را در دیگران و همه محاسن را در خود می بینند.
6- بنا بر این، جنبش از لحاظ رهبری متکی به عناصر و افرادی است که قادر بوده اند از عزلت تاریخی خود محصوری بیرون آمده اند. از لحاظ صفوف، جنبش به جوانانی تکیه خواهد کرد که تازه آغاز می کنند.